مجتبى ملكى اصفهانى
288
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
خواه اين احكام متعلق به كارهاى مكلفين باشند ، يا متعلق به خود مكلفين باشند ، يا به چيزى متعلق باشند كه مرتبط با مكلفين باشد . مثلا : حكمى مانند « صلّ » متعلق به افعال مكلفين است ، و حكمى مانند « زوجيّت » متعلق به خود مكلفين است ، و حكمى مانند « ملكيت » متعلق به اموال مكلفين است كه اموال ، مرتبط با خود مكلفين هستند . « 1 » به سه جهت مىتوان گفت كه تعريف صحيح و كامل همين تعريف دوّم است . اوّل : قوانين ، شامل قول ، فعل و تقرير معصوم عليه السّلام مىشود ولى خطاب شامل فعل و تقرير نمىشود . دوّم : خطاب ، نفس حكم شرعى نيست بلكه خطاب ، حاكى از حكم است . سوم : برخى از خطابهاى شارع مربوط به افعال مكلفين است ولى حكم نيستند . مانند وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ خداوند شما و افعال شما را آفريد . الصافّات ، 96 . - اقسام حكم شرعى : 1 - حكم ارشادى . به عنوان « امر » رجوع شود . 2 - حكم اقتضايى . در اين مرحله مقتضى براى حكم موجود است و جعل حكم نيكو و داراى مصلحت است ولى يا مانع براى انشاى فعل وجود دارد و يا شرط موجود نيست . اين مرتبه را تسامحا حكم مىگويند . 3 - حكم انشايى . در اين مرحله مقتضى براى حكم موجود بوده و مانعى هم وجود نداشته و شرط نيز تحقق يافته ، و حكم هم با صيغه امر انشا شده است ولى هنوز اراده جدى نسبت به فعل وجود ندارد و آمر قصد الزام مأمور را
--> ( 1 ) المعالم الجديدة ، ص 99 .